زیارت شهدا به نیابت از شهیدان خودسیانی
این صفحه زیارت مجازی برای افراد علاقه مند و عاشقان راه شهدا و به نیابت از خانواده شهیدان خودسیانی راه اندازی شده است. هدف این صفحه قرائت فاتحه، صلوات و زیارت عاشورا برای شهیدان خودسیانی (شهید محمد خودسیانی، شهید حسن خودسیانی، شهید خردسال محمدطاها خودسیانی، شهیده فاطمه براتی، شهیده مریم مسائلی و شهیده ریحانه خودسیانی) و تمامی شهدای عزیزمان راه اندازی شده است.
اسامی خانواده شهیدان خودسیانی
شهید سرهنگ پاسدار حسن خودسیانی
مشاهده صفحه شهید
شهید خردسال محمدطاها خودسیانی
مشاهده صفحه شهید
شهیده مهندس مریم مسائلی
مشاهده صفحه شهید
شهید حاج محمد خودسیانی
مشاهده صفحه شهید
شهیده حاجیه خانم فاطمه براتی
مشاهده صفحه شهید
شهیده مهندس ریحانه خودسیانی
مشاهده صفحه شهید
زیارت مجازی به نیابت شهدا
شما میتوانید با کلیک روی هریک از موارد زیر، به نیابت از شهیدان خودسیانی زیارت از راه دور انجام دهید و ثواب آنرا به شهدا هدیه دهید. ان شاءالله شهدا حاجات همه را اجابت میکنند و به یاد همه ما هستند.
التماس دعا ❤
قرائت حمد و سوره
آیات زیر را با نیت هدیه به روح بلند شهیدان خودسیانی و همه شهدای عزیز قرائت بفرمایید.
﴾ سوره حمد ﴿
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ ﴿۱﴾
به نام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانی اش همیشگی. (۱)
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۲﴾
همه ستایش ها، ویژه خدا، مالک و مربی جهانیان است. (۲)
الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ ﴿۳﴾
رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگی است. (۳)
مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ ﴿۴﴾
مالک و فرمانروای روز پاداش و کیفر است. (۴)
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ ﴿۵﴾
[پروردگارا!] تنها تو را می پرستیم و تنها از تو کمک می خواهیم. (۵)
اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ ﴿۶﴾
ما را به راه راست راهنمایی کن. (۶)
صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ ﴿۷﴾
راه کسانی [چون پیامبران، صدیقان، شهیدان و صالحان که به خاطر لیاقتشان] به آنان نعمت [ایمان، عمل شایسته و اخلاق حسنه] عطا کردی، هم آنان که نه مورد خشم تواند و نه گمراه اند. (۷)
﴾ سوره توحید ﴿
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱﴾
به نام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانی اش همیشگی
بگو: او خدای یکتاست؛ (۱)
اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿۲﴾
خدای بی نیاز [همه موجودات هستی که نیازمند و عین فقرند برای رفع نیازشان روی به او کنند و از حضرتش گدایی نمایند.] (۲)
لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿۳﴾
نزاده، و زاییده نشده است، (۳)
وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾
و هیچ کس [در ذات و صفات] همانند و همتا و شبیه او نمی باشد. (۴)
قرائت صلوات
صلوات زیر را با نیت هدیه به روح بلند شهیدان خودسیانی و همه شهدای عزیز قرائت بفرمایید.
اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
خدایا بر محمد و خاندانش درود بفرست و در فرج امام زمان تعجیل بفرما (آمین).
قرائت زیارت عاشورا
زیارت عاشورا را با نیت هدیه به روح بلند شهیدان خودسیانی و همه شهدای عزیز قرائت بفرمایید.
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خِیَرَهَ اللَّهِ وَ ابْنَ خِیَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَ ابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ
سلام بر تو ای ابا عبداللّه سلام بر تو ای فرزند رسول خدا سلام بر تو ای برگزیده خدا و فرزند برگزیدهاش سلام بر تو ای فرزند امیر مؤمنان و فرزند سید اوصیاء
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ فاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِساَّءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ
سلام بر تو ای فرزند فاطمه بانوی زنان جهانیان سلام بر تو ای کسی که از خون پاک تو و پدر بزرگوارت خدا انتقام میکشد و از ظلم و ستم وارد بر تو دادخواهی میکند
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکُمْ مِنّی جَمیعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ
سلام بر تو و بر ارواح پاکی که در حرم مطهرت با تو مدفون شدند بر جمیع شما تا ابد از من درود و تحیت و سلام خدا باد تا من هستم و روز و شب در جهان برقرار است
یا اَباعَبْدِاللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّهُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَهُ بِکَ (بِکُمْ) عَلَیْنا وَ عَلی جَمیعِ اَهْلِ الاِْسْلامِ
ای ابا عبداللّه براستی بزرگ شد سوگواری تو و گران و عظیم گشت مصیبت تو بر ما و بر همه اهل اسلام
وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُکَ فِی السَّمواتِ عَلی جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّهً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْکُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ
و تحمل آن مصیبت بزرگ در آسمانها بر جمیع اهل سموات سخت و دشوار بود پس خدا لعنت کند امتی که اساس ظلم و ستم را بر شما اهل بیت رسول بنیاد کردند
وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّهً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ وَ اَزالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمُ الَّتی رَتَّبَکُمُ اللَّهُ فیها
و خدا لعنت کند مردمی را که کنار زدند شما را از مقام مخصوصتان و دور کردند شما را از آن مرتبههائی که خداوند آن رتبهها را به شما داده بود
وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّهً قَتَلَتْکُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْکینِ مِنْ قِتالِکُمْ
و خدا لعنت کند مردمی که شما را کشتند و خدا لعنت کند آن مردمی را که از امرای ظلم و جور برای کشتن شما تمکین و اطاعت کردند
بَرِئْتُ اِلَی اللَّهِ وَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِیاَّئِهِمْ
بیزاری جویم بسوی خدا و بسوی شما از ایشان و از پیروان و دنبالروندگانشان و دوستانشان
یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلی یَوْمِ الْقِیامَهِ
ای اباعبداللّه من تسلیمم و در صلحم با کسی که با شما در صلح است و در جنگم با هر کس که با شما در جنگ است تا روز قیامت
وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنی اُمَیَّهَ قاطِبَهً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَهَ
و خدا لعنت کند آل زیاد و آل مروان را و خدا لعنت کند بنی امیه را همگی و خدا لعنت کند فرزند مرجانه (ابن زیاد) را
وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّهً اَسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِکَ
خدا لعنت کند عمر بن سعد را و خدا لعنت کند شمر را و خدا لعنت کند گروهی را که اسبها را برای جنگ با حضرتت زین و لگام کردند و برای جنگ با تو مهیا گشتند
بِاَبی اَنْتَ وَ اُمّی لَقَدْ عَظُمَ مُصابی بِکَ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذی اَکْرَمَ مَقامَکَ وَ اَکْرَمَنی بِکَ
پدر و مادرم بفدایت که تحمل مصیبت بر من بواسطه ظلمی که بر شما رفت سخت دشوار است پس از خدایی که مقام تو را بلند و گرامی داشت و مرا هم بواسطه دوستی تو عزت بخشید
اَنْ یَرْزُقَنی طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ
از او درخواست میکنم که روزی من گرداند تا در رکاب امام منصور از اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله باشم
اَللّهُمَّ اجْعَلْنی عِنْدَکَ وَجیهاً بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ فِی الدُّنْیا وَ الاْخِرَهِ
خدایا مرا نزد خود بوسیله حسین علیه السلام در دو عالم وجیه و آبرومند گردان
یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّی اَتَقَرَّبُ اِلی اللَّهِ وَ اِلی رَسُولِهِ وَ اِلی امیرِالْمُؤْمِنینَ وَ اِلی فاطِمَهَ وَ اِلَی الْحَسَنِ وَ اِلَیْکَ بِمُوالاتِکَ
ای اباعبداللّه من تقرب میجویم به درگاه خدا و پیشگاه رسولش و امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و به حضرت تو قرب میطلبم بواسطه محبت و دوستی تو
وَ بِالْبَراَّئَهِ (مِمَّنْ قاتَلَکَ وَ نَصَبَ لَکَ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَهِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْکُمْ وَ اَبْرَءُ اِلَی اللّهِ وَ اِلی رَسُولِهِ) مِمَّنْ اَسَسَّ اَساسَ ذلِکَ وَ بَنی عَلَیْهِ بُنْیانَهُ وَ جَری فی ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَیْکُمْ وَ علی اَشْیاعِکُمْ بَرِئْتُ اِلَی اللَّهِ وَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ
و بوسیله بیزاری از کسی که با تو مقاتله کرد و جنگ با تو را برپا آورد و به بیزاری جستن از کسی که شالوده ستم و ظلم بر شما را ریخت و بیزاری میجویم بسوی خدا و بسوی رسولش و بیزاری از کسانی که اساس و پایه ظلم و بیداد را بر شما بنا نهادند و بیزارم از پیروان آنها و به درگاه خدا و نزد شما اولیاء خدا از آن مردم ستمکار ظالم بیزاری می جویم
وَ اَتَقَرَّبُ اِلَی اللَّهِ ثُمَّ اِلَیْکُمْ بِمُوالاتِکُمْ وَ مُوالاهِ وَلِیِّکُمْ
و اول به درگاه خدا سپس نزد شما تقرب می جویم به سبب دوستی شما و دوستی دوستان شما
وَ بِالْبَرآئَهِ مِنْ اَعْداَّئِکُمْ وَ النّاصِبینَ لَکُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرآئَهِ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ
و به سبب بیزاری جستن از دشمنان شما و بیزاری از مردمی که با شما به جنگ و مخالفت برخاستند و از شیعیان و پیروان آنها هم بیزاری می جویم
اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ وَ وَلِیُّ لِمَنْ والاکُمْ وَ عَدُوُّ لِمَنْ عاداکُمْ
من در صلح و سازشم با کسی که با شما در صلح است و در جنگم با کسی که با شما در جنگ است و دوستم با کسی که شما را دوست دارد و دشمنم با کسی که شما را دشمن دارد
فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذی اَکْرَمَنی بِمَعْرِفَتِکُمْ وَ مَعْرِفَهِ اَوْلِیاَّئِکُمْ وَ رَزَقَنِی الْبَراَّئَهَ مِنْ اَعْداَّئِکُمْ
و درخواست کنم از خدائی که مرا گرامی داشت بوسیله معرفت شما و معرفت دوستانتان و همیشه بیزاری از دشمنان شما را روزی من فرماید
اَنْ یَجْعَلَنی مَعَکُمْ فِی الدُّنْیا وَ الاْخِرَهِ وَ اَنْ یُثَبِّتَ لی عِنْدَکُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِی الدُّنْیا وَ الاْخِرَهِ
به اینکه قرار دهد مرا با شما در دنیا و آخرت و در دو عالم به مقام صدق و صفای با شما مرا ثابت بدارد
وَ اَسْئَلُهُ اَنْ یُبَلِّغَنِی الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَ اَنْ یَرْزُقَنی طَلَبَ ثاری مَعَ اِمامٍ هُدیً ظاهِرٍ ناطِقٍ (بِالْحَقِّ) مِنْکُمْ
و از او خواهم که برساند مرا به مقام پسندیده شما در پیش خدا و و مرا نصیب کند که در رکاب امام زمان شما اهل بیت که هادی و ظاهر شونده ناطق به حق است خون خواه باشم
وَ اَسْئَلُ اللَّهَ بِحقِّکُمْ وَ بِالشَّاْنِ الَّذی لَکُمْ عِنْدَهُ اَنْ یُعْطِیَنی بِمُصابی بِکُمْ اَفْضَلَ ما یُعْطی مُصاباً بِمُصیبَتِهِ مُصیبَهً ما اَعْظَمَها
و از خدا خواهم به حق شما و بدان منزلتی که شما نزد او دارید ، که عطا کند به من بوسیله مصیبتی که از ناحیه شما به من رسیده بهترین پاداشی را که می دهد به یک مصیبت زده از مصیبتی که دیده
وَ اَعْظَمَ رَزِیَّتَها فِی الاِْسْلامِ وَ فی جَمیعِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ (الْأَرَضِینَ) اَللّهُمَّ اجْعَلْنی فی مَقامی هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْکَ صَلَواتٌ وَ رَحْمَهٌ وَ مَغْفِرَهٌ
براستی چه مصیبت بزرگی و چه داغ گرانی بود در اسلام و در تمام آسمانها و زمین خدایا مرا در این مقام که هستم از آنان قرار ده که درود و رحمت و مغفرتت شامل حال آنهاست
اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیایَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتی مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
پروردگارا مرا به آیین محمد و آل اطهارش زنده بدار و رحلتم را به آن آیین بمیران
اَللّهُمَّ اِنَّ هذا یَوْمٌ تَبرَّکَتْ بِهِ (فِیهِ) بَنُو اُمَیَّهَ وَ ابْنُ آکِلَهِ الَْآکبادِ اللَّعینُ ابْنُ اللَّعینِ عَلی لِسانِکَ وَ لِسانِ نَبِیِّکَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ
خدایا این روز روزی است که مبارک و میمون دانستند آنرا بنی امیه و پسر آن زن جگرخوار (معاویه ) و یزید پلید لعین پسر معاویه ملعون بر زبان تو و زبان پیامبرت که درود خدا بر او و آلش باد
فی کُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فیهِ نَبِیُّکَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ
در هر مسکن و منزل که رسول تو صلی اللّه علیه و آله توقف داشت
اَللّهُمَّ الْعَنْ اَباسُفْیانَ وَ مُعاوِیَهَ وَ یَزیدَ بْنَ مُعاوِیَهَ عَلَیْهِمْ مِنّکَ اللَّعْنَهُ اَبَدَ الاْبِدینَ
خدایا لعنت کن ابوسفیان و معاویه و یزید بن معاویه را که لعنت بر ایشان باد از جانب تو برای همیشه
وَ هذا یَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِیادٍ وَ آلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَیْنَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ (عَلَیْهِ السَّلاَمُ)
و این روز روزیست که آل زیاد بن ابیه لعین و آل مروان بن حکم خبیث بواسطه قتل حضرت حسین صلوات الله علیه شادان بودند
اَللّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَیْهِمُ اللَّعْنَ مِنْکَ وَ الْعَذابَ (الاَْلیمَ) اَللّهُمَّ اِنّی اَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ فی هذَا الْیَوْمِ وَ فی مَوْقِفی هذا
خدایا پس چندین برابر کن بر آنها لعنت خود و عذاب دردناک را خدایا من تقرب جویم بسوی تو در این روز و در این جائی که هستم
وَ اَیّامِ حَیاتی بِالْبَراَّئَهِ مِنْهُمْ وَ اللَّعْنَهِ عَلَیْهِمْ وَ بِالْمُوالاتِ لِنَبِیِّکَ وَ آلِ نَبِیِّکَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ اَلسَّلامُ
و در تمام دوران زندگیم به بیزاری جستن و لعن بر آن ظالمان و دشمنی آنها و به دوستی پیغمبر و آل اطهار او صلوات الله علیهم اجمعین تقرب می جویم
اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلی ذلِکَ
خدایا لعنت کن نخستین ستمگری را که بزور گرفت حق محمد و آل محمد را و آخرین کسی که او را در این زور و ستم پیروی کرد
اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَهَ الَّتی (الَّذینَ) جاهَدَتِ الْحُسَیْنَ وَ شایَعَتْ وَ بایَعَتْ وَ تابَعَتْ (تایَعَتْ) عَلی قَتْلِهِ اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً
پروردگارا تو بر جماعتی که بر علیه حسین (ع) به جنگ برخاستند لعنت فرست و بر شیعیانشان و بر هر که با آنان بیعت کرد و از آنها پیروی کرد پروردگارا بر همه لعنت فرست
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ
سلام بر تو ای ابا عبداللّه و بر روانهائی که فرود آمدند به آستانت ، سلام خدا از من بر تو باد تا ابد مادامی که روز و شب باقی است و خدا این زیارت مرا آخرین عهد با حضرتت قرار ندهد
اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
سلام بر حسین و بر علی بن الحسین و بر فرزندان حسین و بر اصحاب و یاران حسین
اَللّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّی وَ ابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ (الْعَنِ) الثّانِیَ وَ الثّالِثَ وَ الرّابِعَ
خدایا مخصوص گردان لعنت من را به اولین شخص ظالم و اول در حق اولین ظالم و آنگاه در حق دومین و سومین و چهارمین
اَللّهُمَّ الْعَنْ یَزیدَ خامِساً وَ الْعَنْ عُبَیْدَ اللَّهِ بْنَ زِیادٍ وَ ابْنَ مَرْجانَهَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ اَبی سُفْیانَ وَ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلی یَوْمِ الْقِیامَهِ
خدایا لعنت کن یزید را در مرتبه پنجم و لعنت کن عبیداللّه پسر زیاد و پسر مرجانه را و عمر بن سعد و شمر و خاندان ابوسفیان و خاندان زیاد و خاندان مروان را تا روز قیامت
اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّاکِرینَ لَکَ عَلی مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلی عَظیمِ رَزِیَّتی
خدایا تو را ستایش می کنم به ستایش شکرگزاران تو بر غم و اندوهی که به من در مصیبت رسید حمد خدا را بر عزا داری و اندوه و غم بزرگ من
اَللّهُمَّ ارْزُقْنی شَفاعَهَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لی قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَیْنِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ
خدایا روزیم گردان شفاعت حسین علیه السلام را در روز ورود (به صحرای قیامت ) و مرا نزد خود ثابت قدم بدار به صدق و صفا با حضرت حسین (ع) و اصحابش که در راه خدا جانشان را نزد حسین (ع) فدا کردند باشیم.
قرائت حدیث کساء
حدیث کساء را با نیت هدیه به روح بلند شهیدان خودسیانی و همه شهدای عزیز قرائت بفرمایید.
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
عَنْ فاطِمَهَ الزَّهْراءِ عَلَیْهَا السَّلامُ بِنْتِ رَسُولِ اللّهِ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ
از فاطمه زهرا سلام اللّه علیها دختر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله
قالَ سَمِعْتُ فاطِمَهَ اَنَّها قالَتْ دَخَلَ عَلَی اَبی رَسُولُ اللَّهِ فی بَعْضِ الاَیّامِ
جابر گوید شنیدم از فاطمه زهرا که فرمود: وارد شد بر من پدرم رسول خدا در یکی از روزها
فَقالَ السَّلامُ عَلَیْک یا فاطِمَهُ فَقُلْتُ عَلَیْک السَّلامُ
و فرمود: سلام بر تو ای فاطمه، در پاسخش گفتم: بر تو باد سلام
قالَ: اِنّی اَجِدُ فی بَدَنی ضُعْفاً فَقُلْتُ لَهُ اُعیذُک بِاللَّهِ یا اَبَتاهُ مِنَ الضُّعْفِ
فرمود: من در بدنم سستی و ضعفی درک میکنم، گفتم: پناه میدهم تو را به خدا ای پدرجان از سستی و ضعف
فَقَالَ یا فاطِمَهُ إیتینی بِالْکساءِ الْیَمانی فَغَطّینی بِهِ، فَاَتَیْتُهُ بِالْکساءِ الْیَمانی فَغَطَّیْتُهُ بِهِ
فرمود: ای فاطمه بیاور برایم کساء یمانی را و مرا بدان بپوشان. من کساء یمانی را برایش آوردم و او را بدان پوشاندم
وَصِرْتُ اَنْظُرُ اِلَیْهِ وَاِذا وَجْهُهُ یَتَلَالَؤُ کاَنَّهُ الْبَدْرُ فی لَیْلَهِ تَمامِهِ وَکمالِهِ
و همچنان بدو مینگریستم و در آن حال چهرهاش میدرخشید همانند ماه شب چهارده
فَما کانَتْ اِلّا ساعَهً وَاِذا بِوَلَدِی الْحَسَنِ قَدْ اَقْبَلَ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْک یا اُمّاهُ
پس ساعتی نگذشت که دیدم فرزندم حسن وارد شد و گفت سلام بر تو ای مادر
فَقُلْتُ وَعَلَیْک السَّلامُ یا قُرَّهَ عَیْنی وَثَمَرَهَ فُؤادی
گفتم: بر تو باد سلام ای نور دیدهام و میوه دلم
فَقالَ یا اُمّاهُ اِنّی اَشَمُّ عِنْدَک رائِحَهً طَیِّبَهً کاَنَّها رائِحَهُ جَدّی رَسُولِ اللّهِ
مادرجان، من در نزد تو بوی خوشی استشمام میکنم گویا بوی جدم رسول خدا است
فَقُلْتُ نَعَمْ اِنَّ جَدَّک تَحْتَ الْکساءِ فَاَقْبَلَ الْحَسَنُ نَحْوَ الْکساءِ
گفتم: آری همانا جد تو در زیر کساء است پس حسن به سوی کساء رفت
وَقالَ السَّلامُ عَلَیْک یا جَدّاهُ یا رَسُولَ اللّهِ اَتَاْذَنُ لی اَنْ اَدْخُلَ مَعَک تَحْتَ الْکساءِ
سلام بر تو ای جد بزرگوار ای رسول خدا، آیا به من اذن میدهی که با تو در زیر کساء وارد شوم؟
فَقالَ وَعَلَیْک السَّلامُ یا وَلَدی وَیا صاحِبَ حَوْضی قَدْ اَذِنْتُ لَک فَدَخَلَ مَعَهُ تَحْتَ الْکساءِ
فرمود: بر تو باد سلام ای فرزندم و ای صاحب حوض من. به تو اذن دادم، پس حسن با آن حضرت به زیر کساء رفت
فَما کانَتْ اِلاّ ساعَهً وَاِذا بِوَلَدِی الْحُسَیْنِ قَدْ اَقْبَلَ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْک یا اُمّاهُ
ساعتی نگذشت که فرزندم حسین وارد شد و گفت: سلام بر تو ای مادر
فَقُلْتُ وَعَلَیْک السَّلامُ یا وَلَدی وَیا قُرَّهَ عَیْنی وَثَمَرَهَ فُؤادی
گفتم: بر تو باد سلام ای فرزند من و ای نور دیدهام و میوه دلم
فَقالَ لی یا اُمّاهُ اِنّی اَشَمُّ عِنْدَک رائِحَهً طَیِّبَهً کاَنَّها رائِحَهُ جَدّی رَسُولِ اللّهِ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ
مادر جان من در نزد تو بوی خوشی استشمام میکنم گویا بوی جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله است
فَقُلْتُ نَعَمْ اِنَّ جَدَّک وَاَخاک تَحْتَ الْکساءِ
گفتم آری همانا جد تو و برادرت در زیر کساء هستند
فَدَنَی الْحُسَیْنُ نَحْوَ الْکساءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْک یا جَدّاهُ اَلسَّلامُ عَلَیْک یا مَنِ اخْتارَهُ اللَّهُ
حسین نزدیک کساء رفته گفت: سلام بر تو ای جد بزرگوار، سلام بر تو ای کسی که خدا او را برگزید
اَتَاْذَنُ لی اَنْ اَکونَ مَعَکما تَحْتَ الْکساءِ
آیا به من اذن میدهی که داخل شوم با شما در زیر کساء؟
فَقالَ وَعَلَیْک السَّلامُ یا وَلَدی وَیا شافِعَ اُمَّتی قَدْ اَذِنْتُ لَک فَدَخَلَ مَعَهُما تَحْتَ الْکساءِ
فرمود: و بر تو باد سلام ای فرزندم و ای شفاعتکننده امتم. به تو اذن دادم، پس او نیز با آن دو در زیر کساء وارد شد
فَاَقْبَلَ عِنْدَ ذلِک اَبُوالْحَسَنِ عَلِی بْنُ اَبی طالِبٍ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْک یا بِنْتَ رَسُولِ اللّهِ
در این هنگام ابوالحسن علی بن ابی طالب وارد شد و فرمود سلام بر تو ای دختر رسول خدا
فَقُلْتُ وَعَلَیْک السَّلامُ یا اَبَا الْحَسَنِ وَ یا اَمیرَالْمُؤْمِنینَ
گفتم: و بر تو باد سلام ای ابا الحسن و ای امیر مؤمنان
فَقالَ یا فاطِمَهُ اِنّی اَشَمُّ عِنْدَک رائِحَهً طَیِّبَهً کاَنَّها رائِحَهُ اَخی وَابْنِ عَمّی رَسُولِ اللّهِ
فرمود: ای فاطمه من بوی خوشی نزد تو استشمام میکنم گویا بوی برادرم و پسر عمویم رسول خدا است
فَقُلْتُ نَعَمْ ها هُوَ مَعَ وَلَدَیْک تَحْتَ الْکساءِ
گفتم: آری این او است که با دو فرزندت در زیر کساء هستند
فَاَقْبَلَ عَلِی نَحْوَ الْکساءِ وَقالَ السَّلامُ عَلَیْک یا رَسُولَ اللّهِ
پس علی نیز به طرف کساء رفت و گفت سلام بر تو ای رسول خدا
اَتَاْذَنُ لی اَنْ اَکونَ مَعَکمْ تَحْتَ الْکساءِ
آیا اذن میدهی که من نیز با شما در زیر کساء باشم؟
قالَ لَهُ وَعَلَیْک السَّلامُ یا اَخی یا وَصِیّی وَخَلیفَتی وَصاحِبَ لِوائی
رسول خدا به او فرمود: و بر تو باد سلام ای برادر من و ای وصی و خلیفه و پرچمدار من
قَدْ اَذِنْتُ لَک، فَدَخَلَ عَلِی تَحْتَ الْکساءِ
من به تو اذن دادم، پس علی نیز وارد در زیر کساء شد
ثُمَّ اَتَیْتُ نَحْوَ الْکساءِ وَقُلْتُ اَلسَّلامُ عَلَیْک یا اَبَتاهُ یا رَسُولَ اللّهِ
در این هنگام من نیز به طرف کساء رفتم و عرض کردم سلام بر تو ای پدرجان ای رسول خدا
اَتَاْذَنُ لی اَن اَکونَ مَعَکمْ تَحْتَ الْکساءِ
آیا به من هم اذن میدهی که با شما در زیر کساء باشم؟
قالَ وَعَلَیْک السَّلامُ یا بِنْتی وَیا بَضْعَتی قَدْ اَذِنْتُ لَک فَدَخَلْتُ تَحْتَ الْکساءِ
فرمود: و بر تو باد سلام ای دخترم و ای پاره تنم، به تو هم اذن دادم، پس من نیز به زیر کساء رفتم
فَلَمَّا اکتَمَلْنا جَمیعاً تَحْتَ الْکساءِ اَخَذَ اَبی رَسُولُ اللّهِ بِطَرَفَی الْکساءِ
و چون همگی در زیر کساء جمع شدیم پدرم رسول خدا دو طرف کساء را گرفت
وَ اَوْمَئَ بِیَدِهِ الْیُمْنی اِلَی السَّماءِ وَقالَ
و با دست راست به سوی آسمان اشاره کرد و فرمود
اَللّهُمَّ اِنَّ هؤُلاءِ اَهْلُ بَیْتی وَخَاصَّتی وَحَامَّتی لَحْمُهُمْ لَحْمی وَدَمُهُمْ دَمی
خدایا اینانند خاندان من و خواص و نزدیکانم، گوشتشان گوشت من و خونشان خون من است
یُؤْلِمُنی ما یُؤْلِمُهُمْ وَیَحْزُنُنی ما یَحْزُنُهُمْ
میآزارد مرا هر چه ایشان را بیازارد و به اندوه میاندازد مرا هر چه ایشان را اندوهگین کند
اَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَهُمْ وَسِلْمٌ لِمَنْ سالَمَهُمْ
من در جنگم با هر که با ایشان بجنگد و در صلحم با هر که با ایشان در صلح باشد
وَعَدُوٌّ لِمَنْ عاداهُمْ وَمُحِبٌّ لِمَنْ اَحَبَّهُمْ
و دشمنم با هر کس که با ایشان دشمنی کند و دوستم با هر کس که ایشان را دوست بدارد
اِنَّهُمْ مِنّی وَأَنَا مِنْهُمْ فَاجْعَلْ صَلَواتِک وَبَرَکاتِک وَرَحْمَتَک وَغُفْرانَک وَرِضْوانَک عَلَی وَعَلَیْهِمْ
اینان از منند و من از ایشانم، پس بفرست درودها و برکتها و رحمت و آمرزش و رضوانت را بر من و بر ایشان
وَاَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهیراً
و دور کن از ایشان هر پلیدی را و پاکیزهشان گردان پاکیزگی کامل
فَقالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ یا مَلائِکتی وَ یا سُکانَ سَماواتی
پس خدای عزوجل فرمود: ای فرشتگان من و ای ساکنان آسمانهایم
اِنّی ما خَلَقْتُ سَماءً مَبْنِیَّهً وَلا اَرْضاً مَدْحِیَّهً وَلا قَمَراً مُنیراً وَلا شَمْساً مُضِیئَهً
براستی که من نیافریدم آسمان بنا شده و نه زمین گسترده و نه ماه تابان و نه خورشید درخشان را
وَلا فَلَکاً یَدُورُ وَلا بَحْراً یَجْری وَلا فُلْکاً یَسْری اِلاّ فی مَحَبَّهِ هؤُلاءِ الْخَمْسَهِ الَّذینَ هُمْ تَحْتَ الْکساءِ
و نه فلک چرخان و نه دریای روان و نه کشتی در حرکت را مگر به خاطر محبت این پنج تن که در زیر کساء هستند
فَقالَ الاَمینُ جِبْرائیلُ یا رَبِّ وَمَنْ تَحْتَ الْکساءِ
پس جبرئیل امین عرض کرد: پروردگارا چه کسانی در زیر کساء هستند؟
فَقالَ عَزَّوَجَلَّ هُمْ اَهْلُ بَیْتِ النُّبُوَّهِ وَمَعْدِنُ الرِّسالَهِ، هُمْ فاطِمَهُ وَاَبُوها وَبَعْلُها وَبَنُوها
خدای عزوجل فرمود: آنان خاندان نبوت و معدن رسالت هستند، آنان فاطمه و پدرش و همسرش و دو فرزندش میباشند
فَقالَ جِبْرائیلُ یا رَبِّ اَتَاْذَنُ لی اَنْ اَهْبِطَ اِلَی الاَرْضِ لِاَکونَ مَعَهُمْ سادِساً
جبرئیل عرض کرد: پروردگارا آیا به من نیز اجازه میدهی به زمین فرود آیم تا ششمین آنان باشم؟
فَقالَ اللَّهُ نَعَمْ قَدْ اَذِنْتُ لَک فَهَبَطَ الأمینُ جِبْرائیلُ
خداوند فرمود: آری به تو اجازه دادم، پس جبرئیل امین فرود آمد
وَقالَ السَّلامُ عَلَیْک یا رَسُولَ اللَّهِ الْعَلِی الأعْلی یُقْرِئُک السَّلامَ وَیَخُصُّک بِالتَّحِیَّهِ وَالاِکرامِ
و گفت: سلام بر تو ای رسول خدا، پروردگار علی اعلی بر تو سلام میرساند و تو را به تحیت و اکرام مخصوص داشته است
وَیَقُولُ لَک وَعِزَّتی وَجَلالی اِنّی ما خَلَقْتُ سَماءً مَبْنِیَّهً وَلا اَرْضاً مَدْحِیَّهً وَلا قَمَراً مُنیراً وَلا شَمْساً مُضیئَهً
و میفرماید: به عزت و جلالم سوگند که من نیافریدم آسمان بنا شده و نه زمین گسترده و نه ماه تابان و نه خورشید درخشان را
وَلا فَلَکاً یَدُورُ وَلا بَحْراً یَجْری وَلا فُلْکاً یَسْری اِلّا لِاَجْلِکمْ وَمَحَبَّتِکمْ
و نه فلک چرخان و نه دریای روان و نه کشتی در حرکت را مگر به خاطر شما و محبت شما
وَقَدْ اَذِنَ لی اَنْ اَدْخُلَ مَعَکمْ فَهَلْ تَاْذَنُ لی یا رَسُولَ اللَّهِ
و به من نیز اجازه داده است که با شما در زیر کساء باشم، پس آیا تو نیز ای رسول خدا به من اذن میدهی؟
فَقالَ رَسُولُ اللَّهِ وَعَلَیْک السَّلامُ یا اَمینَ وَحْی اللَّهِ
رسول خدا فرمود: و بر تو باد سلام ای امین وحی الهی
اِنَّهُ نَعَمْ قَدْ اَذِنْتُ لَک فَدَخَلَ جِبْرائیلُ مَعَنا تَحْتَ الْکساءِ
آری به تو اجازه دادم، پس جبرئیل با ما وارد در زیر کساء شد
فَقالَ لِاَبی اِنَّ اللَّهَ قَدْ اَوْحی اِلَیْکمْ یَقُولُ «اِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکمْ تَطْهیراً»
و به پدرم گفت: همانا خداوند به سوی شما وحی کرده و میفرماید: «خدا فقط میخواهد هرگونه پلیدی را از شما اهل بیت دور کند و شما را پاک و پاکیزه گرداند»
فَقالَ عَلِی لِاَبی یا رَسُولَ اللَّهِ اَخْبِرْنی ما لِجُلُوسِنا هذا تَحْتَ الْکساءِ مِنَ الْفَضْلِ عِنْدَ اللَّهِ
علی علیه السلام به رسول خدا عرض کرد: ای رسول خدا، به من خبر ده که این نشستن ما در زیر کساء چه فضیلتی نزد خداوند دارد؟
فَقالَ النَّبِی وَالَّذی بَعَثَنی بِالْحَقِّ نَبِیّاً وَاصْطَفانی بِالرِّسالَهِ نَجِیّاً
پیامبر فرمود: سوگند به خدایی که مرا به حق به پیامبری برانگیخت و برای رسالت برگزید
ما ذُکرَ خَبَرُنا هذا فی مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ اَهْلِ الاَرْضِ
این داستان و خبر ما در هیچ مجلسی از مجالس اهل زمین یاد نمیشود
وَفیهِ جَمْعٌ مِنْ شَیعَتِنا وَمُحِبّینا اِلاّ وَنَزَلَتْ عَلَیْهِمُ الرَّحْمَهُ
که در آن گروهی از شیعیان و دوستداران ما باشند مگر آنکه رحمت الهی بر آنان نازل شود
وَحَفَّتْ بِهِمُ الْمَلائِکهُ وَاسْتَغْفَرَتْ لَهُمْ اِلی اَنْ یَتَفَرَّقُوا
و فرشتگان آنان را در بر گیرند و برایشان طلب آمرزش کنند تا زمانی که از آن مجلس پراکنده شوند
فَقالَ عَلِی اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَفازَ شیعَتُنا وَرَبِّ الْکعْبَهِ
علی علیه السلام فرمود: پس به خدا سوگند ما رستگار شدیم و شیعیان ما نیز به پروردگار کعبه رستگار شدند
فَقالَ النَّبِی ثانِیاً یا عَلِی وَالَّذی بَعَثَنی بِالْحَقِّ نَبِیّاً وَاصْطَفانی بِالرِّسالَهِ نَجِیّاً
دوباره پیغمبر فرمود: ای علی سوگند بدانکه مرا بحق به نبوت برانگیخت و به رسالت و نجات دادن (خلق) برگزید
ما ذُکرَ خَبَرُنا هذا فی مَحْفِلٍ مِنْ مَحافِلِ اَهْلِ الاَرْضِ
ذکر نشود این خبر (و سرگذشت) ما در انجمن و محفلی از محافل مردم زمین
وَفیهِ جَمْعٌ مِنْ شیعَتِنا وَمُحِبّینا وَفیهِمْ مَهْمُومٌ اِلاّ وَفَرَّجَ اللَّهُ هَمَّهُ
که در آن گروهی از شیعیان و دوستان ما باشند و در میان آنها اندوهناکی باشد جز آنکه خدا اندوهش را برطرف کند
وَلا مَغْمُومٌ اِلاّ وَکشَفَ اللَّهُ غَمَّهُ وَلا طالِبُ حاجَهٍ اِلاّ وَقَضَی اللّهُ حاجَتَهُ
و نه غمناکی جز آنکه خدا غمش را بگشاید و نه حاجتخواهی باشد جز آنکه خدا حاجتش را برآورد
فَقالَ عَلِی اِذاً وَاللَّهِ فُزْنا وَسُعِدْنا وَکذلِک شیعَتُنا فازُوا وَسُعِدُوا فِی الدُّنْیا وَالآخِرَهِ وَرَبِّ الْکعْبَهِ
علی گفت: بدین ترتیب به خدا سوگند ما کامیاب و سعادتمند شدیم و هم چنین سوگند به خدای کعبه که شیعیان ما نیز در دنیا و آخرت رستگار و سعادتمند شدند.